هه

این روزا خیلی ناراحتم نمیدونم چرا اما نمیخوام باشم تو این دنیا 

میخوام یه تغییر بزرگ تو زندگیم ببینم ولی هر روزم یه نواخته 

دلم برایه مریم تنگ شده خیلی زیاد

میدونم همه چی بینه منو اون تموم شده 

اما نمیتونم فراموش کنم خیلا بعد اون اومدن تو زندگیم ولی هیچکی مریم نمیشه اونو دوستش دارم 

اما اون خیلی عوض شده 

حتی دیگه تو این شهرم نیست خودش میدونه دوستش دارم و بهش خیانت نکردم اما نمیخواد باور کنه اما اشکال نداره من بازم عاشقشم مهم اینه که اون خوشحال و سلامت باشه هر جا که هست

+ تاريخ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 17:22 نويسنده ... |
خیلی دلم گرفته خداااااااااااا

+ تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 1:23 نويسنده ... |

بچـــه کـــه بـــاشی

از “نقـــاشی”هـــایتـــ هـــم

مــی‌ تــواننــد بـــه روحیـــاتــ و درونیـــاتتــ پی ببــرنـــد ،

بـــزرگ کـــه مــی‌ شـــوی

از حــرفهـــایتـــ هـــم نمــی‌ فهمنـــد تـــوی دلتــ چـــه خبـــر استــ

+ تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 1:21 نويسنده ... |

مشخص کردن این که چند درصد از یک جمعیت همجنس‌گرا است به دلایل مختلفی برای پژوهشگران دشوار است.

امروزه براساس بیشتر مطالعات در جوامع مختلف بین ۲٪ تا ۱۳٪ افراد جامعه همجنس‌گرا هستند.همچنین اغلب همجنسگرایان در روابط عاطفی پایدار هستند.

بر اساس مطالعات روان‌شناختی حس عاطفی در همجنس‌گرایان با حس عاطفی موجود در دگرجنس‌گرایان برابر است و تفاوتی ندارد.

روابط و رفتارهای همجنس‌گرایانه در طول تاریخ بسته به موقعیت، فرهنگ و زمان وقوع، هم موردِ ستایش و هم موردِ محکومیت قرار گرفته‌اند. از اواخر سده ۱۹ میلادی جنبش‌هایی به منظور شناساندن و گرفتن حقوق قانونی برابر همچون حق ازدواج، اتحاد مدنی، سرپرستی فرزندخوانده، استخدام، خدمت در ارتش و دسترسی برابر به خدمات درمانی برای همجنس‌گرایان به وجود آمده‌ است.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 20:17 نويسنده ... |
همجنس گرايي (homosexuality) يعني ارضاي غريزه جنسي از طريق همجنس (مانند لواط- در مردان - و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبيره محسوب مي شود.

همجنس گرايي در اسلام و همه اديان الهي حرام است وعلاوه بر عقوبت شديد دنيوي و اخروي اثرات و پيامدهاي شديد و غير قابل جبران در پي دارد. چون همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. همجنس بازي علاوه بر مضرات بهداشتي و رواني که دارد با فطرت انساني مغايرت دارد و اين امر باعث تعطيل شدن توالد و تناسل و گرايش افراد به جنس موافق و در نتيجه موجب تعطيلي توالد و تناسل خواهد شد . بديهي است اين امر با هدف آفرينش منافات خواهد داشت . پس همجنس بازي حرام بوده و از گناهان کبيره به حساب مي آيد.
اصولا طبيعت زن و مرد آن چنان آفريده شده است كه آرامش و اشباع غرايز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طريق ازدواج سالم) مي جويد، و هر گونه رفتار جنسي غير اين صورت، انحراف از طبع سالم انساني و يكنوع بيماري رواني است كه اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشديد مي گردد و نتيجه اش بي ميلي به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طريق «جنس موافق» است.
اين گونه روابط نامشروع در ارگانيسم و بدن انسان و حتي در سلسله اعصاب و روح اثرات ويرانگري دارد . در نگاه کلي آدمي را از پدر و مادر خوب بودن باز مي دارد و گاه قدرت بر توليد فرزندان را به كلي از انسان سلب مي کند، افراد همجنس گرا تدريجا به انزوا و بيگانگي از اجتماع و سپس بيگانگي از خويشتن رو مي آورند، و گرفتار تضاد پيچيده رواني مي شوند و اگر به اصلاح خويش نپردازند ممكن است به بيماري هاي جسمي و رواني مختلفي گرفتار مي شوند.
به همين دليل و به دلايل اخلاقي و اجتماعي ديگر، اسلام شديدا همجنس گرايي، را در هر شكل و صورت تحريم كرده و براي آن مجازاتي شديد كه گاه به سر حد اعدام مي رسد قرار داده است.(1)
دليل تحريم همجنس گرايي:
همجنس گرايي چه درميان مردان باشد و يا زنان، در اسلام از گناهان بسيار بزرگ است و هر دو داراي حد شرعي است. حد همجنس گرايي در زنان پس از چهار بار اقرار و يا ثبوت بوسيله چهار شاهد عادل (به شرايطي كه در فقه گفته شده) صد تازيانه است و بعض ي از فقها گفته اند اگر زن شوهر داري اين عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.(2)
رواياتي كه در مذمت همجنس گرايي از پيشوايان اسلام نقل شده آن قدر زياد و تكان دهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس مي كند كه زشتي اين گناه به اندازه اي است كه كمتر گناهي در پايه آن قرار دارد.
از جمله در روايتي از پيامبر(ص) مي خوانيم: «هنگامي كه قوم لوط آن عمل ننگين را انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمين آن چنان ناله و گريه سر داد كه اشكهايش به آسمان رسيد و آسمان چنان گريه كرد كه اشك هايش به عرش رسيد در اين هنگام خداوند به آسمان وحي فرستاد كه آنها را سنگ باران كن و به زمين وحي فرستاد كه آنها را فرو بر».(3)
در روايت ديگري از امام علي(ع) مي خوانيم كه فرمود: از پيامبر(ص) شنيدم چنين مي گفت: «لعن الله المشتبهين من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت خدا بر آن مرداني باد كه خود را شبيه زنان مي سازند، (با مردان آميزش جنسي مي كنند) و لعنت خداوند بر زناني باد كه خود را شبيه مردان مي كنند (با هم مساحقه مي نمايند)» (4) صاحب جواهر يكي از فقهاي بزرگ شيعه مي فرمايد: «از بعضي از ائمه(ع) روايت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان مي باشد لكن مجازات مساحقه صد تازيانه مي باشد زيرا در مساحقه آلتي داخل آلت ديگر نمي شود. در روايت ديگر است كه مساحقه، زناي اكبر است كه دختر ابليس در زنان ايجاد كرده همان طور كه ابليس لواط را ايجاد كرده است.»(5)
و نيز در روايت آمده است: «زني از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت فرمود: حد زناكار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالي كه در قرآن ذكر نشده است، امام فرمود: چرا در قرآن ذكر شده است زيرا آنان با اين كارشان جز اصحاب «رس» هستند.»(6)
در دنياي غرب كه آلودگي هاي جنسي فوق العاده زياد است براي توجيه عملشان مي گويند با هيچ گونه منعي طبي براي آن سراغ نداريم، ولي آنها فراموش كرده اند كه اصولا هر گونه انحراف جنسي در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مي گذارد و تعادل او را بر هم مي زند، زيرا مرد و يا زني كه تمايل به جنس موافق دارند هيچ كدام يك مرد و زن كامل نيستند، در كتاب هاي امور جنسي «هموسکچوآليسم» (همجنس گرايي) به عنوان يكي از مهم ترين انحراف ذكر شده است. ادامه اين كار تمايلات جنسي را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجا مي كشد و احساسات طبيعي را از بين برده و موجب سرگرداني رواني و روآوري به مواد مخدر و مشروبات الكي و انحرافات اخلاقي ديگر خواهد شد.
بنابراين مساحقه، مخالف با فطرت سالمو الهي انسان است و طبق روايات فراوان مرتكب آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان مي گردد، و حتي در در برخي از روايات همان گونه كه ملاحظه شد از اين عمل به زناي اكبر يعني بزرگترين زنا تعبير شده است.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 20:1 نويسنده ... |
یکی از مهمترین مباحثی که در زمینه ی گفت و گو در این باره مطرح است و برای افراد و به خصوص همجنسگرایان اهمیت ویژه ای دارد شناخت این دو واژه همجنسگرایی و همجنسبازی است. در تفکر عموم هم، این دو واژه جایگاه ویژه ای دارند و در نتیجه تا زمانی که کل جامعه، چه همجنسگرایان و چه دگرجنسگرایان و حتی دوجنسگرایان، از معنای دقیق این دو واژه و در نتیجه تعریف کلی آنها آگاه نشوند تقریبا تمام فعالیت هایی که در راستای احقاق حقوق جامعه همجنسگرایان انجام میشود بی نتیجه خواهد ماند. چرا که مهمترین و اصلی ترین دلیل مخالفت جوامع مختلف با رابطه دو فرد همجنس (رابطه جنسی و جنسی همراه با عاطفه) دلایل مذهبی است که تقریبا در همه مذاهب همجنسبازی به شدت منع شده است که پس از شناخت و تمییز این دو میتوان راجع به این مورد هم بحث کرد.

اما آیا همجنسبازی واقعا همان همجنسگرایی است یا همجنسگرایی همان همجنسبازی؟!

نخست باید به معنای دقیق دو واژه “گرایش” و “بازی” بپردازیم. همانطور که مشخص است “گرایش” به معنای علاقه شدید به چیزی تا حد احساس نیاز است و میتوان آن را به معنای کشش و جذب هم نامید. در اینجا هم، هنگامی که با واژه “همجنس” همراه میشود میتوان آن را به افرادی نسبت داد که کشش شدیدی به فردی از جنس خودشان دارند و این کشش و علاقه تا حدی است که در فرد احساس نیاز به همجنس را ایجاد میکند. مانند افراد دگرجنسگرا که نسبت به جنس مخالف چنان علاقه ای دارند که برای پاسخ به این نیاز احتیاج به برقراری یک رابطه همیشگی با فردی با جنس مخالف را دارند که این همان ازدواج است. در واقع در چنین شرایطی فرد خود را ناقص پنداشته و تکامل و آرامش خود را در یکی شدن با فردی دیگر با جنس مخالف میبیند از این رو با کمک نیاز جنسی نزدیکترین رابطه را با فرد دیگر آغاز کرده و او را به عنوان نزدیکترین و محرم ترین فرد که علاقه شدیدی هم به وی دارد انتخاب میکند. لازم به ذکر است که مهمترین عامل در به وجود آمدن چنین رابطه ای احساس نیاز و علاقه شدید قلبی است که میتوان آن را همان عشق نامید و تا زمانی که عشق در میان نباشد ازدواج در حد یک تعهد قانونی باقی میماند و یکی شدن و آرامش روحی و جسمی پدید نمی آید. (مانند خیلی از ازدواج های اجباری که متاستفانه در جامعه ما در ایران بسیار رایج است.)



اما در مورد “بازی” معنا به گونه ای دیگر است که این معنا نیز بسیار اهمیت دارد. در فرهنگ زبان فارسی لفظ “بازی” برای اعمالی به کار میرود که جنبه تفریحی دارد و انجام یا عدم انجام آن تفاوتی ندارد یا بهتر میتوان گفت که سودی ندارد و چه بسا مضر هم باشد. در واقع میتوان آن را سرگرمی و گذراندن وقت نیز دانست. همچنین افرادی که در زمینه ای مهارت خاصی داشته باشند و بیشتر وقت خود را در جهت فعلی خاص که چندان هم مفید نیست بگذرانند لفظ “باز” را میپذیرند. مثل کفترباز ، ماشین باز ، اسب باز و… مهمترین نکته ای که در این زمینه لازم به ذکر است این است که چنین فردی فعل مورد نظر را ابتدا به خاطر علاقه یا عدم علاقه شروع میکند و تکرار پی در پی آن موجب ایجاد یک نیاز کاذب در وی میشود که شاید بتوان آن را نوعی اعتیاد هم دانست. در صورتی که تا قبل از شروع آن تکرارها چنین علاقه و نیازی را در خود نمیدیده است و به موجب انجام پی در پی به آن احساس نیاز میکند. مانند معتادی که در ابتدا به خاطر یک تفریح گذرا استفاده از مواد مخدر را آغاز میکند و رفته رفته به آن وابسته میشود تا جایی که تمام افعال روزانه خود را در جهت پاسخ به آن نیاز تنظیم میکند. همینطورند افراد همجنسباز…این افراد ابتدا رابطه جنسی خود را با جنس موافق از سر تفریح و یا هر دلیل دیگری آغاز میکنند و تا مدتی هم هیچ احساس نیاز جنسی حتی در حد شهوت خالص نمیکنند و تنها در اثر تماس جنسی دچار تحریکات جنسی میشوند. اما در پی تکرار این فعل حتی فکر کردن به همجنس هم آنان را دچار تحریکات جنسی کاذبی میکند که چه بسا بتوان مانند یک معتاد به مواد مخدر آن را ترک کرد. ( حتی در بعضی افراد تعداد تکرار بسیار کم است و بلا فاصله پس از تجربه اول دچار علاقه کاذب به جنس موافق میشوند.) این تحریکات و احساس نیاز میتواند تا آنجا پیش رود که فرد رفته رفته خود را همجنسگرا پندارد و نیاز عاطفی نسبت به جنس موافق را نیز در خود بیابد.

پس مهمترین تفاوت همجنسگرایی و همجنسبازی در آن نیاز اولیه است که فرد تجربه اول خود را بر چه اساسی و به چه دلیلی انجام داده باشد؟! چه بسیارند همجنسگراهایی که در طول عمر خود با جنس موافقشان رابطه ای نداشته اند و از زمان بلوغ و یا شروع کشش جنسی شان نیاز شدیدی به جنس موافقشان داشته اند و این افراد معمولا آن احساس عاطفی و عشقی را نیز از همان ابتدا دارا میباشند اما بسیاری از آنان به خاطر فشار جامعه و به خصوص در خانواده های مذهبی تن به ازدواج با جنس مخالف میدهند و رابطه خود را با جنس مخالف آغاز میکند. (مانند یک همجنسباز که رابطه خود را با جنس موافق آغاز میکند.) چنین افرادی اگر هم بتوانند تا آخر رابطه جنسی موفقی با همسرشان داشته باشند همیشه دچار یک سردرگمی جنسی هستند و نمیتوانند به آن آرامش روحی لازم که در اثر ازدواج پدید می آید دست یابند و در نتیجه آن احساس نیاز به همجنسشان اگر هم از بین نرود تبدیل به یک عقده روحی شده که فرد را از زندگی مشترکش ناراضی میکند. مانند همجنسبازانی که پس از یک دوره طولانی همجنسبازی آنان را دچار احساس پوچی و بی مصرفی میکند. چنین افرادی زندگی خود را از دست رفته میدانند. البته هستند کسانی هم که با داشتن همسر(جنس مخالف) و حتی فرزند دست به همجنسبازی میزنند و دچار مشکلات دیگری چون اختلال در رفتارهای زناشویی وی با همسرش میشوند. اما در همجنسگرایان وضعیت بر عکس است و داشتن رابطه با جنس مخالف برایشان مثل همجنسبازی برای دگرجنسگرایان میباشد


همجنسگرایی، علل و درمان بازدید



نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود. در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و... می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتند.
گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.
مقدمه این دوستی ها ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.
دوست گرامی، در مورد علل روی آوردن به همجنس گرایی هنوز توضیحی كه مورد قبول همه ی پزشكان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخی متخصصان به علل روانی – اجتماعی وبرخی به دیگر عوامل زیستی (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل هم جنس بازی از دیدگاه روانی ـ اجتماعی آشفته بودن روابط میان والدین وفرزندان، یادگیری های نادرست ومحیط اجتماعی ناسالم می باشد و به طور خلاصه می توان به كنترل نداشتن بر غریزه جنسی اشاره داشت. اما آنچه مسلم است این كه چنین رفتاری حتی از جانب افراد مبتلا به این عمل نابهنجار تلقی می شود و لازم است کنار گذاشته شود.
همجنس گرایی (homosexuality) یعنی ارضای غریزه جنسی از طریق همجنس (مانند لواط- در مردان - و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبیره محسوب می شود. خوب است بدانید اصل همجنسگرایی، گناه محسوب نمی شود چون یک رفتار نیست بلکه میلی است درونی که گاه بدلیل کارکرد نامناسب هورمونی رخ می دهد و گاه فرد از این حالت بیزار است. البته رفتار جنسی مطابق با این کشش، در اسلام و همه ادیان الهی حرام است و علاوه بر عقوبت شدید دنیوی و اخروی اثرات و پیامدهای شدید و غیر قابل جبران در پی دارد. چون همجنس گرایی نوعی انحراف جنسی به حساب می آید و مانند هر انحرافی پیامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اینکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق می شود. همجنس بازی علاوه بر مضرات بهداشتی و روانی که دارد با فطرت انسانی مغایرت دارد و این امر باعث تعطیل شدن توالد و تناسل و گرایش افراد به جنس موافق و در نتیجه موجب تعطیلی توالد و تناسل خواهد شد. بدیهی است این امر با هدف آفرینش منافات خواهد داشت. پس همجنس بازی حرام بوده و از گناهان کبیره به حساب می آید.
اصولا طبیعت زن و مرد آن چنان آفریده شده است كه آرامش و اشباع غرایز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طریق ازدواج سالم) می جوید، و هر گونه رفتار جنسی غیر این صورت، انحراف از طبع سالم انسانی و یكنوع بیماری روانی است كه اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشدید می گردد و نتیجه اش بی میلی به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طریق «جنس موافق» است.
این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم و بدن انسان و حتی در سلسله اعصاب و روح اثرات ویرانگری دارد. در نگاه کلی آدمی را از پدر و مادر خوب بودن باز می دارد و گاه قدرت بر تولید فرزندان را به كلی از انسان سلب می کند، افراد همجنس گرا تدریجا به انزوا و بیگانگی از اجتماع و سپس بیگانگی از خویشتن رو می آورند، و گرفتار تضاد پیچیده روانی می شوند و اگر به اصلاح خویش نپردازند ممكن است به بیماری های جسمی و روانی مختلفی گرفتار می شوند.
به همین دلیل و به دلایل اخلاقی و اجتماعی دیگر، اسلام شدیدا همجنس گرایی، را در هر شكل و صورت تحریم كرده و برای آن مجازاتی شدید كه گاه به سر حد اعدام می رسد قرار داده است.( تفسیر نمونه، ج 16، ص 275)


دلیل تحریم همجنس گرایی
همجنس گرایی چه درمیان مردان باشد و یا زنان، در اسلام از گناهان بسیار بزرگ است و هر دو دارای حد شرعی است. حد همجنس گرایی در زنان پس از چهار بار اقرار و یا ثبوت بوسیله چهار شاهد عادل (به شرایطی كه در فقه گفته شده) صد تازیانه است و بعضی از فقها گفته اند اگر زن شوهر داری این عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.( تفسیر نمونه، ج 8، ص 193)
روایاتی كه در مذمت همجنس گرایی از پیشوایان اسلام نقل شده آن قدر زیاد و تكان دهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس می كند كه زشتی این گناه به اندازه ای است كه كمتر گناهی در پایه آن قرار دارد.
از جمله در روایتی از پیامبر(ص) می خوانیم: «هنگامی كه قوم لوط آن عمل ننگین را انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمین آن چنان ناله و گریه سر داد كه اشكهایش به آسمان رسید و آسمان چنان گریه كرد كه اشك هایش به عرش رسید در این هنگام خداوند به آسمان وحی فرستاد كه آنها را سنگ باران كن و به زمین وحی فرستاد كه آنها را فرو بر».( تفسیر نمونه، ج 8، ص 193)
در روایت دیگری از امام علی(ع) می خوانیم كه فرمود: از پیامبر(ص) شنیدم چنین می گفت: «لعن الله المشتبهین من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت خدا بر آن مردانی باد كه خود را شبیه زنان می سازند، (با مردان آمیزش جنسی می كنند) و لعنت خداوند بر زنانی باد كه خود را شبیه مردان می كنند (با هم مساحقه می نمایند)» (وسائل الشیعه، ص 255، ح 14) صاحب جواهر یكی از فقهای بزرگ شیعه می فرماید: «از بعضی از ائمه(ع) روایت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان می باشد لكن مجازات مساحقه صد تازیانه می باشد زیرا در مساحقه آلتی داخل آلت دیگر نمی شود. در روایت دیگر است كه مساحقه، زنای اكبر است كه دختر ابلیس در زنان ایجاد كرده همان طور كه ابلیس لواط را ایجاد كرده است.»( جواهر الكلام، ج 41، ص 388)
و نیز در روایت آمده است: «زنی از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت فرمود: حد زناكار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالی كه در قرآن ذكر نشده است، امام فرمود: چرا در قرآن ذكر شده است زیرا آنان با این كارشان جز اصحاب «رس» هستند.»( وسائل الشیعه، ج 14، ص 262، ح 8)
در دنیای غرب كه آلودگی های جنسی فوق العاده زیاد است برای توجیه عملشان می گویند با هیچ گونه منعی طبی برای آن سراغ نداریم، ولی آنها فراموش كرده اند كه اصولا هر گونه انحراف جنسی در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را بر هم می زند، زیرا مرد و یا زنی كه تمایل به جنس موافق دارند هیچ كدام یك مرد و زن كامل نیستند، در كتاب های امور جنسی «هموسکچوآلیسم» (همجنس گرایی) به عنوان یكی از مهم ترین انحراف ذكر شده است. ادامه این كار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجا می كشد و احساسات طبیعی را از بین برده و موجب سرگردانی روانی و روآوری به مواد مخدر و مشروبات الكی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد شد.
بنابراین مساحقه، مخالف با فطرت سالم و الهی انسان است و طبق روایات فراوان مرتكب آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان می گردد، و حتی در در برخی از روایات همان گونه كه ملاحظه شد از این عمل به زنای اكبر یعنی بزرگترین زنا تعبیر شده است.



راهكارهایی برای بی میلی به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی
1- قبل از هر اقدامی چه خوب است با مراجعه به روان پزشك و انجام برخی معاینات و آزمایشات، از ترشح عادی و نرمال غدد درونریز خود مطمین شوید. چه بسا در اثر ترشح غیرعادی غدد درون ریز چنین تمایلاتی به وجود آمده و با تنظیم ترشح غدد با مصرف دارو تمایلات جنسی شما نرمال شده و به سادگی درمان خواهد شد. یادآوری می شود از مراجعه به روان پزشك امتناع نكنید و خجالت نكشید، كه این مسأله احتمالا یك مشكل جسمانی است و همچون دیگر مشكلات قابل درمان. باید درمان شده و قبل از تشدید بیماری، آن را حل كرد.
2- عدم توجه به ذهنیت ها و افکار مبتنی بر تمایل به همجنس و عدم تمایل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد.

3- گاهی اوقات شیطان برای وادار کردن آدمی به گناه از این کانال بهره می گیرد یعنی مسیر هر گناهی را به شکلی هموار می سازد در اینجا نیز مسیر آلوده شدن به برخی گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج می گذرد و این نوع افکار و ذهنیت مقدمه ی ورود به آن وادی است باید با این گونه افکار که جز افکار شیطانی نام دیگری بر آن نمی توان نهاد باید به مقابله پرداخت یعنی ذره ای در شیطانی بودن این افکار تردید نداشته باشید.
4 - صحنه هائی از زندگی که در آن شخص همجنس گرا نقش یک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بیان کند. لازم است این تصویر گری را در قالب ذهن پروری و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعی و خیالی و... استمرار دهید. در یک کلام به مرد بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگی مردی و اجتماعی خود را تعقیب کند اگر شش ماه با این طرز تفكر زندگی كند برای همیشه از آن افكار رهائی خواهد یافت.
5- اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید. چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج 14، ص 257).
6 - اجتناب ازتمام ارتباطها، مكانها و موقعیت هائی كه انجام اندیشه همجنس گرایی را تداعی می كند.

7- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.

8- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد. ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه 21). ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج 14، ص 249). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.

9 - از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج 14، ص 171).

10- قطع ارتباط با دوستانی که انسان را به سمت این گونه رفتارها و افكار دعوت می كنند و همچنین دوری از موقعیت هایی كه وقتی در كنار آنها قرار می گیرد این افكار را برایش تداعی می کنند.

11- نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و... پر کنید.

12- روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و گوشه‌گیری به در آیید.



در روزها و موقعیت های نخستین، عمل كردن به این راهكارها و دل بریدن از این حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه كند اما باید توجه داشته باشید كه به گفته ی علی(ع) «با ارزش ترین كارها دشوارترین آنهاست» پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شخص دارد و باید در مسیر عمل كردن به این تصمیم بجا و ارزشمند گامهای بهتر و بلندتر بردارد.



نکات مهم وقابل توجه
1- حساس ترین دوره ی زندگی جوانی است می توان گفت سعادت وشقاوت انسان در این دوره رقم می خورد بنابراین درک این مطلب در پیدا کردن مسیرها وهمچنین کنترل غرایز نقش مهمی دارد.
2- موارد تحریک کننده اعم از شنیدنی ها، خواندنی ها، افکار و... همانند جرقه ای است که کنار مواد محترقه قرار گرفته در این صورت نتیحه ای جز اشتعال و آتش سوزی مورد انتظار نخواهد بود.
3- معنویات به ویژه نماز نیروهای خارق العاده ای هستند که خداوند آن ها را قرارداده تا او در دام شیاطین گرفتار نشود.
4- تلقین در جهت منفی و مثبت اثر خود را به همراه دارد پس سیگنال های منفی راباید كنار گذاشت.
5- آنچه اهمیت دارد تعدیل وکنترل غریزه جنسی است واین مهم میسر نمی شود مگر با دور کردن نفس از محرمات ومحرک هایی که خود شخص آن ها را بیشتر از همه می شناسد.

6- اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدری خوشایند بوده اما اگر دقت کنیم خواهیم دید بعد از مدتی پشیمانی، ندامت وکدورت رابرای انسان به ارمغان می آورد.

7- دستور قرآن برای کنترل غریزه جنسی راهگشا است. قرآن می فرماید: جوانان مجرد باید ازدواج کنند واگر نمی توانند عفت به خرج دهند. در واقع راه سومی وجود ندارد واگر باشد به ضرر انسان می باشد.

8- به دستورات شرعی اعتماد كرده و یقین داشته باشید سعادت شما در گرو اطاعت از دستورات دینی می باشد.

9- رسیدگی به خواهش ها نفس را قوی تر کرده وتداوم این کار باعث ضعیف شدن انسان در مقابل نفس خواهد شد.

10- به خود امیدوار بوده و مصمم باشید که می توانید همه ی گناهان را ترک کنید.

11- از خداوند وائمه ی اطهار (علیهم السلام) کمک بگیرید و بدانید اقدام شما برای حل مسایل نفسانی نشان از پاک بودن طینت و توجه خداوند به شما است در این صورت طرد شدن كاملا بی معنی خواهد بود.

12- توبه یعنی تولد دوباره و باز كردن فصل جدید در زندگی.

13- برای ترك گناه روحیه ای شاد و همراه با نشاط لازم است و با ناراحتی و نا امیدی به جنگ گناهان نمی روند.

14- در خانه خدا همیشه به روی بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسیار خوشحال می گردد.

15- فراموش نكنید بهترین كار كنترل افكار مخربی است كه سراغ انسان می آید پس باید اوقات خالی خود را با برنامه های مفید پر کرده، برای زندگی برنامه ریزی داشت و از تنهایی وبیكاری پرهیز نمود.

16- از ازدواج ناامید نباشید. اگر مدتی تمایل خود را به همجنس کنترل کنید، به تدریج خواهید دید که شما هم مانند هر جوان دیگری به جنس مخالف علاقه دارید و خواهان ازدواج هستید.

17- شكست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است كه شكست باعث پیمودن راه باشد نه توقف در مسیر.

18- هر كاری كه عادت انسان شده باشد یك شبه قابل تغییر نیست. در این راه، باید با آگاهی و پشتکار قدم برداشت.
19- باز هم تكرار می كنم ازدواج بهترین گزینه است.
20- شكست در این اقدام امری طبیعی است ولی مهم این است كه شكست باعث پیمودن راه باشد نه توقف در مسیر.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 5:25 نويسنده ... |
خدا نکنه تو قربونم بری عزیزم من قربونت برم مرسی که نظر گذاشتی جیگرم بوووس

+ تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 2:1 نويسنده ... |

قوانین کیفری در نظر گرفته شده برای زنان همجنسگرا از جمله معدود قوانین کیفری ایران است که اندک تبعیض مثبت جنسیتی را برای زنان درنظر گرفته است. با وجود اینکه سایه خطر صدور حکم اعدام همچنان بر سر زنان همجنسگرا نیز وجود دارد، اما حکم اولیه در نظر گرفته شده برای رابطه جنسی دو زن با یکدیگر در ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی یک‌صد ضربه شلاق است و نمایندگان مجلس در ماده ۱۳۵ لایحه جدید مجازات اسلامی نیز همین کیفر را برای زنان لزبین (همجنسگرا) در نظر گرفته‌اند.

با این حال ماده ۱۳۵ این لایحه حکم اعدام در نظر گرفته شده برای تکرار همجنسگرایی در زنان را تایید کرده و آورده است: «هر‌گاه زنی به جرم رابطه جنسی با زن دیگر سه بار محاکمه شده و حد بر او جاری شود، در مرتبه چهارم اعدام خواهد شد.»

تعریف مساحقه (رابطه جنسی دو زن با یکدیگر) اما در این لایحه اندکی تغییر کرده و به گفته شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان با این تعریف، تعیین مصداق برای همجنسگرایی زنان بسیار مشکل خواهد شد.

در قانون مجازات اسلامی فعلی، چنانکه ماده ۱۲۷ آن شرح داده، مساحقه عبارت است از «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی»؛ اما لایحه جدید در ماده ۲۳۸ مساحقه را «قرار دادن اندام تناسلی انسان مونث، بر اندام تناسلی همجنس خود» تعریف کرده است. تعریفی که شاید بتواند موارد شمول رابطه همجنسگرایی زنان را کمتر کند و به نوعی زنان کمتری را در معرض خطر محکومیت قرار دهد.

با وجود این صراحت قانونی برای محاکمه و اعدام زنان به جرم رابطه جنسی با همجنس خود، اغلب افرادی که به این اتهام محاکمه می‌شوند مرد هستند و شادی صدر که تاکنون وکالت بسیاری از زنان و مردان محکوم به اعدام را بر عهده داشته است، می‌گوید در دوران فعالیت خود تاکنون هیچ پرونده‌ای در رابطه با همجنسگرایی زنان نداشته است.

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان به صورت کلی منکر اجرای حد برای زنان همجنسگرا شد، می‌گوید معدود پرونده‌های همجنسگرایی زنان که وی در جریان آن قرار داشته است، در رابطه با زنان زندانی است.

یکی از این پرونده‌ها اعدام یک زن زندانی به اتهام «فساد اخلاقی و تجاوز به عنف» است و البته این زن نیز، همچون اغلب مردان محکوم به لواط، نه به اتهام رابطه همجنسگرایانه، بلکه به اتهام «تجاوز» به یک زن دیگر، اعدام شد و پرونده وی در فیلم زندان زنان، ساخته منیژه حکمت در سال ۱۳۷۹، نیز بازسازی شده است.

"در قانون مجازات اسلامی فعلی، چنانکه ماده ۱۲۷ آن شرح داده، مساحقه عبارت است از «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی»؛ اما لایحه جدید در ماده ۲۳۸ مساحقه را «قرار دادن اندام تناسلی انسان مونث، بر اندام تناسلی همجنس خود» تعریف کرده است"

شادی صدر همچنین از شهادت دادن برخی زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ مبنی بر اجرای حد شلاق در زندان، به اتهام همجنسگرایی خبر می‌دهد و می‌گوید که یکی دیگر از موارد خشونت‌های مبتنی بر جنسیت که زنان زندانی سیاسی در آن دوران تجربه کرده‌اند، شکنجه و آزار به خاطر آنچه از سوی مسئولان زندان رفتارهای «همجنس‌بازانه» توصیف می‌شده بوده است، هرچند هیچ یک از این پرونده‌ها مبنای صدور حکم اعدام قرار نگرفته است.

منیره برادران، از زندانیان سیاسی دهه شصت در ایران نیز در گزارش تهیه شده از سوی سازمان عدالت برای ایران، از دختر جوانی به نام میترا یاد می‌کند که در سال ۱۳۶۰ به دلیل رابطه «عاشقانه» با یکی از همبندی‌هایش در زندان اوین چندین ضربه شلاق خورد.

مشاهدات برخی فعالان حقوق زنان از بند عمومی زندان اوین و گفت‌وگوهایی که با زنان زندانی انجام شده نشان می‌دهد که با وجود برخی روابط همجنسگرایانه در بین زندانیان زن که‌ گاه با تمایل دو طرف و‌ گاه با اعمال زور و اجبار از سوی یکی از طرفین رابطه بود، مسئولان زندان هیچ‌گاه به صورت جدی با این مسئله برخورد نمی‌کردند و تنبیهات اعمال شده در حد جابجایی دو طرف رابطه به بند‌ها یا زندان‌های دیگر بوده است.

مجازات‌های سختگیرانه موجود در قوانین کیفری ایران که حتی حکم اعدام را نیز برای همجنسگرایان در نظر گرفته و سایه خطر مرگ را بر بالای سر آنها قرار داده است، بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشد، زندگی روزمره آن‌ها در معرض تهدید قرار داده و پشتوانه‌ای برای نپذیرفتن آن‌ها از سوی جامعه است.

تهدیدی که شماری از آنها را مجبور به تن دادن به عمل جراحی تغییر جنسیت کرده، برخی را روانه آن سوی مرزهای ایران نموده، برخی دیگر را برای تن دادن به شیوه‌ای از زندگی که از سوی قانون و جامعه "عادی" توصیف می‌شود، تحت فشار قرار داده و زندگی را برای کسانی که به هیچ یک از این اجبارها تن نداده‌اند، دشوار کرده است.

+ تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1392ساعت 17:14 نويسنده ... |

مجازات هم جنس بازی زنان در ایران :

در قانون مجازات اسلامی ایران همجنس گرایی جرم است و همجنس گرایی زنان زیر عنوان "مساحقه" عمل مجرمانه اعلام شده که مجازات آن بسیار شدید است . ماده ی ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی مساحقه را این طور تعریف کرده است :

" مساحقه ، هم جنس بازی زنان است با اندام تناسلی . " (لز)

در موضوع مساحقه جرم به فعل دو زن بستگی دارد و در جریان تحقق جرم اساساْ جنس مذکر غایب است .

به موجب ماده ی ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی :

" هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت ، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می شوند . در صورت تکرار این عمل در مرتبه ی دوم به هر یک صد تازیانه زده می شود " .   

در صورت تکرار جرم ، مرتکب را اعدام می کنند ( ماده ی ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی ) .

یکی از راه های اثبات جرم هم جنس گرایی زنان شهادت شهود است . قانونگذار حتی درباره ی این جرم فقط به شهادت مردان اهمیت می دهد و برای شهادت زنان ارزش و اعتباری قائل نیست . بنابراین شهادت زنان در دادگاه در زمینه ی هم جنس گرایی در حکم هیچ است . معلوم نیست چرا قانونگذار شهادت زنان را حتی در جرمی که کاملاْ زنانه است معتبر نمی شناسد .

به طور کلی قانون مجازات اسلامی یا اساساْ شهادت زنان را معتبر نمی داند یا شهادت دو زن را برابر شهادت یک مرد ارزیابی می کند .

+ تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1392ساعت 3:30 نويسنده ... |
ey kash az to mikhondam ey kash lahzeham boye toro dasht ey kash ey kash

eshghat eshghe doniyame eshghat shoghe fardame

ey kash gham toye ghalbam nemizasht ey kash

ey vay ghalbam bi tabe ey vay chesham bi khabe kash ba man bodi harshab harja mahtab mahtabe

cheshmat cheshmeye noran cheshmat masto maghroran

ghalbet ey kash shoro hale ghalbamo dasht ey kash

bargard bi to geryonam bargard ba to mimonam

bargard ey kash on negat tanham nemizasht

eyyyyyyyyyyyyyy vay ghalbam bi tabe

eyyyyyyyyyy vay cheshmam bikhabe

kash ba man bodi harshab harja mahtab mahtabeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

+ تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 18:19 نويسنده ... |
سلام

الان که دارم این مطلب و میزارم مسته مستم و تصمیم گرفتم که از این وبلاگ لعنتی براای همیشه خداحافظی کنم

از شرم راحت شدین 

این اهنگم احساس واقعی من البته کاملش

یه نکته دیگه من اولین تجربه ی گریه واقعیم با این اهنگ بوده اونم برای یه کثافت ندا

بای

+ تاريخ شنبه هشتم تیر 1392ساعت 3:15 نويسنده ... |

تو بودی که فکر میکردی اگه بری من میمیرم وقتی که بر میگردی دوباره جون میگیرم

تو بودی که فکر میکردی نمیشه بی تو سر کرد برای قصه یه عشق باید تورو خبر کرد

تو اشتباه میکردی فکر کردی برمیگردی؟

تو یار ما نبودی تو باختی که نموندی

تو بودی که فکر نکردییییییی!!

(منم خدایییییی دااااااارم)

تموم میشه یروزییییییییی!!

لحظه یه انتظاررررم

تو یار ما نبودی تو باختی که نموندی

+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 3:39 نويسنده ... |
سلام  خوبین ؟

من دوباره برگشتم اما این بار مقاوم تر از قبل شدم

 

همیشه از یه جایی شروع میشه وهمیشه به یه جایی ختم...

هیچوقت فکر همچین لحظاتی رو نمیکردم که بخوام اینجوری ازت جدا بشم..!!

                 روزگار اما وفاباما نداشت      طاقت خوشبختی مارانداشت

    پیش پای عشق ما سنگی گذاشت     بی گمان از مرگ ما پروانداشت

و همون شعریه که واست تمامشو خط به خط و واژه به واژه دکلمه کردم

                    روزگارت بر مراد      روزهایت شاد شاد

بله دیگه مریم دست به فراموشی داد منم سعی میکنم فراموشش کنم

مریم خانم گل امیدوارم اگه بدی کردم حلالم کنی...

-------------------------------------------------------------

وشما نداجوووووووون تبریک میگم امیدوارم خوشبخت بشی با شوهر گلت

بووووووووووس

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 13:48 نويسنده ... |
سلام عزیزم ط جون ممنون میشم ایمیلت و بزاری
+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 13:21 نويسنده ... |

این خودم برای مریم کشیدم از این نقاشی یه سال میگذره

+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 11:51 نويسنده ... |

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محضه

کنارم هستی و باز هم بهونه هامو میگیرم

میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم

از اینجا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم

محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقت هایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خودآزاری

کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاست دریا

مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه ردپای عشق بیاد بی چتر زیر برف

اگه حاله منو داری می فهمی یعنی چی این حرف...

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 21:55 نويسنده ... |

سلام

مریم جان من از خیلی وقته میدونستم تو نفیسه رو دیدی و باهاش رفتی بیرون و از

طریق اون با فرزانه اشنا شدی ومیدونم فرزانه هم دیگه با هانیه نیست میدونم دیگه

با اون دوتای ولی...انقدر صبر کردم تاخودت بهم بگی اما بازم تو نگفتی خودم ازت

پرسیدم...

مریم من انقدر جرات داشتم و انقد مرد بودم که وقتی پیشه ندا بودم ز زدی برداشتم و

همون شب بهت گفتم من پیش ندا بودم

ولی تو بعد از چند ماه هنوز هم نمیخواستی بهم بگی مریم جان برو الهی خوش

بخت بشی

منم تورو واسه همیشه از تو ذهنم و گوشیم پاک میکنم اما من نمیبخشمت نه به

خاطر خیانت نه اصلا فقط به خاطر دروغ  گفتنات نمیبخشمت شاید الان تو دلت بگی

برو بابا تو کی هستی که بخوای ببخشی ولی منم یه بنده خدا هستم درسته خیلی

بدم خیلی کثیفم ولی خدا به حرفام گوش میده بای برای همیشه

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 18:13 نويسنده ... |

من عاشق اون نگاه مهربونوووووووووو زیبای تو اممممممممم

دیونه ی چشمای روشنوووووووووووو فریبای تو امممممممممم

وقتی توی چشام نگاه میکنیوووووووووو دروغ میگی

حس میکنم من عاااااااااااشق همین دروغای تو امممممممممم

لیلی تو غصه تویییییییییی مجنون دیونه منمممممممممم

شیرین رویا تویییییییییی فرهاد بی خونه منممممممممم

اونی که میمونه تویییییییییی راهی ویرووووووووووونه منم

اونی که میخنده توییییییییییی اونی که دلش خونه منممممممم

نزار بدون تو دلم از همه چی خسته بشه

نزار بدون تو چشای باز من بسته بشه

نزار صدای قلبی که داره واسه تو میزنهههههههههههههه

با رفتن تو کم بشه ارومووووووووووووو اهسته بشه

تو میتونی با موندنت یخ دلمو اب کنی

میتونی اشکاتو تو چشام واسه همیشه خواب کنی

تو میتونی بزاری من دوباره زندگی کنم

یا اینکه با نبودنت زندگیمو خراب کنی

لیلی تو غصه تویییییییییییی مجنون دیونه منممممممممممم

شیرین رویا توییییییییییی فرهاد بی خونه منممممممممممم

اونی که میمونه توییییییییییی راهیه ویرونه منمممممممممم

اونی که میخنده توییییییییییی اونی که دلش خونه منمممممممممم

لیلی تو غصه توییییییییی مجنون دیونه منم

شیرین رویا تویی فرهااااااااااااااد بی خونه منم

اونی که میمونه توییییییییییییییی راهی ویرونه منممممممممم

اونی که میخنده توییییییییییی اونکه دلش خونه منمممممممممم

من عاشق نگاه مهربونو زیبای توام

دیونه ی چشمای روشنو فریبای توام

 
وقتی توی چشام نگاه میکنیو دروغ میگی

حس میکنم من عاشق همین دروغای تو ام
حس میکنم من عاشق همین دروغای تو ام
حس میکنم من عاشق همین دروغای تو ام
حس میکنم من عاشق همین دروغای تو ام

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:52 نويسنده ... |
آن زمانها کز نگاه خسته مرغان دريايي
 
وز سکوت ظلمت شبهاي تنهايي
و هنگامي که بي او جان من چون موجي از اندوه ميشد
قطره اشکي دواي درد من بود
اين زمان آن اشک هم پايان گرفته
وان دواي درد بي درمان هم
ماتمي ديگر گرفته
آسمان ميگريد امشب
 
ساز من مينالد امشب
او خبر دارد که ديگر اشک من ماتم گرفته
او خبر دارد که ديگر ناله ام پايان گرفته
 
او خبر دارد که ديگر ناله ام پايان گرفته
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:49 نويسنده ... |
تا در این دهر دیده کردم باز گل غم در دلم شکفت به ناز بر لبم تا که خنده پیدا شد
 
گل او هم به خنده ای وا شد هر چه بر من زمانه می ازود گل غم را از آن نصیبی بود
 
همچو جان در میان سینه نشست رشته عمر ما به هم پیوست چون بهار جوانیم
 
پژمرد گفتم این گل ز غصه خواهد مرد یا دلم را چو روزگار شکستی هست می کنم
 
چون درون سینه نگاه آه از این بخت بد چه بینم آه گل غم مست جلوه خویش است
 
هر نفس تازه روتر از پیش است زندگی تنگنای ماتم بود گل گلزار او همین غم بود او
 
گلی را به سینه من کاشت که بهارش خزان نخواهد داشت
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:44 نويسنده ... |
چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا
 
چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من
نيستي؟؟ آره! خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با
مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري
 
هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره! تو قلب
من....براي همينه كه هميشه با مني.. . براي همينه كه
 
حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه
ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ
 
ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه
نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس
 
عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست
ميشم...مست از عطرت. صداي مهربونت رو
 
ميشنوم ...و آخر همه ی اينا...به يه چيز ميرسم.....به
عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف
 
ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس
ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم

حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين
 
تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي
نيست...پر از ياد عشقه... پر از اشكهاي گرم عاشقونه هست...
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:42 نويسنده ... |
 
خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه
برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه
نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست
نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست
منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند
حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم
اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم
نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم
که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم
فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه
برو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کن
خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:40 نويسنده ... |
 
باز شب شد چقدر تنهايم گفته بودي كه شبي مي آيم

باز شب شد و از پنجره ام همچنان راه تو را مي پايم

كنج اين پنجره ها شب همه شب منم و گريه و هاي و هايم

پشت اين پنجره ها تا به سحر پنجه بر پيكر شب مي سايم

نكند بيهوده عمر خود را پشت اين پنجره مي فرسايم

نكند بيهوده تكرار شود قصه ي چشم به راهي هايم

باز چون ديشب و شب هاي دگر مي روم پنجره را بگشايم

باز شب شد شب و از پنجره ام همچنان راه تو را مي پايم...
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:39 نويسنده ... |
 
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت


چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت


روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت


او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت


هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:37 نويسنده ... |
 

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته دردل باقی ماند

حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد

حرفهای نا تمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند

ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده

به تکاپو می افتی ....در غربت بیابان و در کوچ شبانه پرستوها

در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردیژ

دیر شده خیلی دیر

هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد

سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی

و یا شاید نمی فهمیدی

امروز حقیقت را باور می کنی....

اما افسوس که زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:36 نويسنده ... |
 
 
بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت هم نخواهی دید...

منی را که هر نفس با یادت اندیشیدم

و هر لحظه بی آنکه تو بدانی

برایت آرزوی بهترین ها را کردم...

بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد..

.نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود...

.بی آنکه خود خواهان آن باشی...

بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید...

چشمانی که همواره به خاطر غم ها و شادی هایت بارانی بود و می درخشید

هنگام دیدن چشمانت....

بعد از مرگم گرمای دستانم را حس نخواهی کرد..

.دستانی که روز وشب رو به آسمان برای لبخندت دعا می کردند...

بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید....

صدایی که گرچه از غم پر بود اما شنیده می شد

تا بگوید

:"دوستت دارم"

بعد از مرگم خوابم را نخواهی دید....

خوابی که شاید دیدنش برای من آرزویم بود

و امید چشم بر هم گذاشتنم....

بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد...

رد پایی که همواره سکوت شب را می شکست

تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود....

بعد از مرگم باغچه ی گل های رزم را نخواهی دید...

.باغچه ی گل رزی که هر روز مزین کننده ی گلدان اتاقت بود...

بعد از مرگم نامه های ناتمامم را نخواهی خواند...

.نامه هایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود...

بعد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت...

.تویی که حتی روی قبرم از تو نوشتم...

.نوشتم:"دوستت دارم"

و

نوشتم:"تو نیز دوستم بدار"

بعد از مرگم تو در بی خبری خواهی بود....

روزی به خاک بر می گردم

سال هاست مرده ام و فراموش شده ام...

روزی که ره گذری غریبه

گردنبندی روی زمین پیدا خواهد کرد که نام تو روی آن حک شده است...

ناگزیر گردنبند را خاک خواهد کرد...

قبر را روی آن قرار خواهد داد...

روی تپه ای که دور از شهر است

و تو حتی در خیالت هم آن تپه را تصور نخواهی کرد...

آن روز هوا بارانی ست و من می ترسم

که مبادا تو در جایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد...

.من که به باران و خیس شدن از آن عادت کرده ام... .

به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد...

بعد از مرگم چه کسی

فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه می خواند؟


بعد از مرگم چه کسی

با اشک چشمانش غبار بر قبرم را می شوید؟

بعد از مرگم چه کسی

گیتار به دست آوازه رفتنم را می خواند؟

بعد از مرگم چه کسی

برای نبودنم بی تاب و نا آرام میشود؟

بعد از مرگم چه کسی

به یاده سوختن دلم لحظه ای یاد می کند مرا؟

بعد از مرگم چه کسی … ؟!

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:34 نويسنده ... |
 
 
هرگز فراموش نمي کنم سخناني را که از چشمان تو شنيدم

مي گويند چشمها هرگز دروغ نمي گويند

اما من شيرين ترين دروغ ها را از چشمان تو شنيدم

آن هنگام که مي گفتند:دوستت دارم...............
+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:32 نويسنده ... |

تنهاییم عالمی داره..به خصوص وقتی که همه دورتن اما باز تو تنهایی...


چقد جالبه که ما آدما از همه کسای که درو و برمونن چشم امیدمون فقط به چند نفر یا شایدم یه نفره...


چند نفر(یا نفری)که بودنشون واسه ما مثل داشتن همه دنیاست و نبودنشون پایان زندگی و همه آرزوها...


با این وضع واقعا تنهایی یعنی چی؟؟ به چی مگن تنهایی و به کی میگن تنها؟؟؟


ما که هیچ کدوم تنها نیستیم و همیشه اطرافمون شلوغه اما همیشه تو دلمون تنهایم...


توی درونمون دنبال کی و چی هستیم که با وجود حضور خیلی ها باز احساس تنهایی میکنیم؟؟


این احسای گنگ تنها بودن از کجا میاد؟

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:26 نويسنده ... |
در آن هنگام که می گردد نفس در سینه ها خاموش

نمی خواهم کسی از مردن من با خبر گردد

نمی خواهم پدر برهم نهد چشمان بازم را

نمی خواهم که مادر سختی جان کندنم بیند

ولی ای دوست

اگر روزی رفیقی مهربان آمد

زتو پرسید فلانی کو...؟؟!

بگو در سنگر ناکامی و حسرت بسی جان داد

ولی تا لحظه آخر چنین می گفت:

امید من .............بود

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:21 نويسنده ... |

بـــــــــــــــی تو یک روز در این فاصلــــــــــــــــه ها خواهم مرد

مثــــــــــــل یک بیت ته قافیــــــــــــــــــــــــــــه ها خواهم مرد

تــــــــــــــــو که رفتی همه ثانیه ها سایــــــــــــــــــــــه شدند

ســـــــــــایه در ســــــــــایه آن ثانیـــــــــــــه ها خواهم مـــــرد

+ تاريخ شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 1:17 نويسنده ... |